عطا ملك جوينى
459
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
شدند و حسام الدّين خليل را بگرفتند و سرش پيش سليمانشاه بردند و جثّهاش را بسوختند سليمانشاه گفت اگر او را زنده پيش من آوردندى او را بجان امان دادمى همانا چنين ميبايست « 1 » و اين رباعى انشا كرد بيچاره خليل بدر حيران گشته * * تخم هوس بهار در جان كشته ديو هوسش ملك سليمان ميجست * * شد در كف ديوان سليمان كشته تاريخ وقوع اين محاربهء اخير بتصريح ابن ابى الحديد 2 : 370 كه خود معاصر اين وقايع بوده و نيز بروايت صاحب الحوادث الجامعة ص 286 در سنهء 643 بوده است ، و بروايت تاريخ گزيده 553 و شرفنامهء بدليسى 1 : 40 و جهانآراى قاضى احمد غفّارى نسخهء لندن « 2 » ورق b 138 در سنهء 640 ، با وجود اينكه موطن اصلى سليمانشاه صاحبترجمه چنان كه سابقا بوضوح پيوست در حدود كردستان بوده معلوم نيست بعدها در نتيجهء چه وقايعى و در چه تاريخى بدربار خلفا اتّصال يافته و اقامتگاه خود را در بغداد گزيده بوده است ، همينقدر مىبينيم كه تقريبا در مدّت بيست سالهء اخير عمر او الى مقتل او در واقعهء هايلهء بغداد نام او در عموم كتب تواريخ دائما در ردف اعاظم امراء بغداد برده مىشود ، و بالأخره در اواخر عهد مستعصم پس از وفات اقبال شرابى « 3 » و داوتدار كبير « 4 » چنان كه سابق نيز بدان اشاره شد صاحبترجمه يكى از بزرگترين اركان دولت و با مجاهد الدّين ايبك معروف بدواتدار صغير « 5 » و مؤيّد الدّين محمّد بن العلقمى وزير سه شخص اوّل مملكت محسوب ميشدهاند ، و به همين مناسبت بوده كه هولاكو پس از تصميم قطعى بتسخير بغداد از جمله مطالبى كه از همان ابتداء امر دائما در جميع مذاكرات و مراسلات
--> ( 1 ) براى شرح اين وقايع رجوع شود بجامع التّواريخ طبع بلوشه ص 342 - 343 ، و حوادث الجامعة 286 ، و تاريخ گزيده 551 - 553 ، و شرح نهج البلاغه از ابن ابى الحديد ج 2 ص 370 ، ( 2 ) Or . 141 ( 3 ) رجوع بص 449 ح 1 ، ( 4 ) رجوع بص 450 ح 1 ، ( 5 ) رجوع بص 449 - 452 ،